محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

45

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

دوم پنج درم بر دوغ بيفزايند و يك درم از نان كم نمايند و همچنين هر روز تا آنكه دوغ صرف بماند و عادت بدان حاصل كردد و چون خواهند بكاهند برعكس عمل نمايند تا به مقدار روز اول برسد و ترك نمايند و بعضي احتياط را زياده مرعي داشته كفته‌اند از دو درم دوغ و يك درم نان بايد كه شروع نمايند و روزى سه درم دوغ و يك درم نان بيفزايند تا سي درم يا زياده هر مقدار كه خواهند برسد و چون خواهند كم نمايند به دستورى كه افزوده‌اند كم نمايند و كسانى كه عادى به خوردن دوغ باشند احتياج به اين تدابير نيستند بلكه همين مراعات قوت هضم و آنكه با او حمى عفني نباشد كافى است زيرا كه با حمى عفوني استعمال آن جايز نيست مكر آنكه وقت اقتضا كند از كرمي هوا و رقت و حدت ماده در غب خالص و امثال آن و جايى كه تعفني در اخلاط باشد با قرص طباشير و هنكامي كه طبيعت ملين باشد و تليين آن موجب ضعف كردد با حبوب و اقراص قابضه و يا با طباشير و يا طراثيث و امثال اينها از ادويهء قابضهء مناسبه استعمال نمايند و يا آنكه سنك‌ثاب و يا آهن تاب نمايند و صاحب خلاصة التجارب نوشته كه كاهي فادزهر حيواني با دوغ نفع مىبخشد نفعي ببين * و اما دستور * آشاميدن ماء الشعير و ماء القرع و ماء الخيار و ماء انكشوث و ماء الشاهترج و ماء عنب الثعلب و ماء هندبا و ماء ورق الخلاف و ماء البقول هريك جدا جدا در قراباد بن كبير ذكر يافت و در قرابادين اين كتاب نيز ان شاء اللّه تعالى در حرف الميم مع الالف مذكور خواهد شد * و اما دستور * اخذ ادهان و كرفتن عرقها و عطرها نيز در قرابادين در حرف الدال مع الهاء و العين مع الراء و مع الطاء ان شاء اللّه تعالى ذكر خواهد يافت و در قرابادين كبير ذكر يافت * اما اتخاذ بعضي ادويه و صنائع آنها * اتخاذ دخان كندر * جهت رويانيدن مو آنست كه پارچهاى كندر را در ظرفى بر روى هم بچينند و در زير آن فتيلهء مانند فتيلهء چراغ برافروزند و ظرفى ديكر مانند قدح يا طشت بالاى آن معكوس نصب كنند و هر دودى كه در ان جمع كردد بردارند و با آنكه در ظرف سفالى قطعهاى آن را برهم بچينند و بفتيله مشتعل سازند و بر بالاى آن ظرف سفالى ديكر كه عمقي داشته باشد نصب نمايند به نحوى كه اندك هوا بدان برسد كه خاموش نكردد و يا آنكه كاغذ بر ابشكل كلهء قند پيچيده بالاى آن كذارند و آنچه در ان مجتمع كردد بردارند كه دخان و جوهر آن همان است و عند الحاجت به كار برند * اتخاذ دخان حصى لبان * كه حسن لبه و بهندى لبان نامند جهت تقويت معده و باه و دفع رطوبات و غير آن از خواصي كه براى آن در ادويهء مفرده در حرف الحاء مع الصاد مذكور است مانند اتخاذ دخان كندر و جوهر آن است و اين دخان مشهور بجوهر حصى لبان است و بهندى ست لبان نامند * اتخاذ عسل بلادر * آنست كه سرهاى بلادر را جدا نمايند هر قدر كه خواهند و در شيشهء مطين پر كنند و سر شيشه را بليف بند نمايند و بطريق تنكيس كه ظرف سفالى بزركي را بر سه پايهء كه بلندى آن به مقدار يك شبر باشد نصب كنند كه وسط آن ظرف را سوراخ كرده باشند و شيشهء را معكوس بر ان كذارند كه كردن شيشه از ان سوراخ از زير برآيد و تنهء شيشه باندرون ظرف باشد و به زير سر شيشه ظرفى كذارند كه در ان آب باشد و بالاى شكم شيشه و اندرون ظرف كه در ان است سركين كاو خشك صحرائى پر كنند و برافروزند تا عسل آن تمام و كمال از كردن شيشه در ان ظرف آب آيد و چون ديكر عسل از ان شيشه نچكد و تمام سوخته كردد عسل را از روى آب بردارند و اصلاح نموده يعني تدبير نموده به كار برند و دو نوع اخذ عسل آن در بيان تدبير بلادر در همين فصل مذكور شد * دستور اتخاذ اسفيداج * و آن بطريق احراق و بتعفين نيز مىباشد اما احراق آن است كه رصاصين يعني قلعى و سرب هريك را كه خواهند صفحهاى بسيار نازك ساخته در ظرفى برهم بچينند و بر هر صفحه قدرى كبريت سوده بپاشند و بايد كه مقدار كبريت بازاى هر صد مثقال پنجدانك زياده نباشد پس بر آتش كذارند و برافروزند و بسيخ آهني